على محمدى خراسانى

10

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

اين‌كه بر هر دو دلالت مىكند و مشترك لفظى است ، يا توقّف كرده و نمىدانستيم كدام است ؟ همان‌گونه كه گفتيم رأى محقّق‌ان اين بود كه فعل امر وقتى بدون قرينه به‌كار مىرود ، بر اصل طلب فعل و ايجاد طبيعت دلالت مىكند و خصوصيّت مرّه يا تكرار از مفاد آن بيرون است . در باب نواهى نيز اين بحث مطرح است كه صيغهء لا تفعل وقتى بدون قرينه به‌كار مىرود ، آيا از آن ، مرّه استفاده مىشود يا تكرار و دوام ، يا هيچ‌كدام ؟ قدر مسلّم اين است كه كسى در باب نواهى قائل به مرّه نشده است . ولى عدّه‌اى از بزرگان همچون صاحب معالم « 1 » و محقّق قمى « 2 » تكرار را اختيار كرده و مدّعى شده‌اند نهى ، ظهور وضعى در دوام و تكرار دارد و براى طلب ترك مكررّاً و دائماً وضع شده است . ولى مرحوم آخوند مدّعى است كه صيغهء لا تفعل مثل صيغهء افعل وقتى به‌صورت مطلق و بدون هيچ قرينه‌اى استعمال مىشود ، بر اصل طبيعت دلالت دارد ؛ مطلوب مولى در امر ، طلب ايجاد طبيعت و در نهى ، طلب ترك طبيعت است و از نظر وضعى دلالتى بر دوام و تكرار يا مرّه ندارد . آرى از نظر عقلى يك فرق اساسى دارند و آن اين‌كه در باب اوامر ، مطلوبْ ايجاد طبيعت است و به حكم عقل قانونِ ايجاد طبيعت اين است كه « الطبيعة توجد بوجود فردٍ مّا » يعنى كلّىِ طبيعى با وجود يك فرد از افرادش هم موجود مىشود و مطلوب مولى حاصل مىشود و لذا با مرّة و يك بار هم امتثال حاصل مىشود . امّا در باب نواهى ، مطلوب مولى اعدام طبيعت است و به حكم عقل ، قانون اعدام طبيعت اين است كه « الطبيعة تترك به ترك جميع أفرادها و تنعدم بإنعدام جميع أفرادها » . و چون مطلوب مولى ترك اصل طبيعت است ، عقل مىگويد شما ناگزيريد كه كلّيهء افراد طولى ( اين زمان ، زمان بعد ، زمان سوّم و . . . ) و عرضى ( اين مكان يا آن مكان ، اين ظرف يا آن ظرف و . . . ) يا تدريجى و دفعىِ طبيعت را ترك كنيد تا مطلوب حاصل شود . اين تفاوت به حكم عقل است و ربطى به وضع واضع و ظهور لفظى ندارد . نكته : نهى گاهى مطلق است ، يعنى به زمان يا حال خاصى مقيّد نيست ؛ مثل نوع نواهىِ وارده در كتاب و سنّت همچون - لاتشرب الخمر ، لايغتب ، لاتقربوالزنا - و گاهى مقيّد به زمان خاصّى است ؛ مثل نهى شدن زن‌ها از نماز و روزه در ايّام عادت و قاعدگى ؛ يا اين‌كه مقيّد به حال خاصى است ؛ مثل حال صحّت و مرض و . . . كه در اين حالات كارهاى خاصّى منهىّ واقع شده است ، نه مطلقاً . حال ، مطلوب مولى ترك طبيعت است و ترك طبيعت هم به ترك تمام افراد آن است ، ولا فرق كه طبيعت مطلقه باشد يا مقيّده . اگر مطلقه باشد ، مطلوب ، ترك تمام افراد طولى و عرضى آن تا آخر عمر است و اگر

--> ( 1 ) . معالم‌الاصول ، ص 96 . ( 2 ) . قوانين‌الاصول ، ج 1 ، ص 38 .